پلاسکو سروده حمیدرضا طهماسبی
اگرچه خرم و آباده طهران
نجنبی یک شبه بر باده طهران
ببین تا مشتری افتاد بفروش
که بدجوری به خرج افتاده طهران
نه ایرادش فقط آلودگی نیست
سراسر مشکل و ایراده طهران
هزاران مفلس و معتاد و ولگرد
به سرتاپای خود جا داده طهران
کنام قلدران و زورگیران
بدون قید و بی قلاده طهران
نه داره بر جوان و پیر رحمی
نه مهری بر نر و بر ماده طهران
به تدبیر دبیر و سعی ساعی
گهی آبستن و گه زاده طهران
برای عده ای حصر و حصاره
برای عده ای افتاده طهران
برای عده ای غمگین و خاموش
به چشم عده ای هم شاده طهران
همیشه مردمی در صحنه داره
مطیع و شاکر و آزاده طهران
چه ناهمگون شده پایین و بالاش
نداره چاره جز سنباده طهران
شنیدم حاصل بی بند و باری است
قصور افتاده در ارشاد طهران
خوشا بر خطه ی پاک اروپا
ببین غرق گناه افتاده طهران
چه آتیشی به جون شهر افتاد؟
که مصداقش نبوده یاد طهران
بنازم غیرت آتش نشانی
که شد پاسوز استمداد طهران
به هر جا شعله ای آتش فشونه
چو بمبی حاضر و آماده طهران
دریغ از ذره ای برنامه ریزی
برای وقت فوق العاده طهران
پلاسکو گوشه ای از صد هزاره
نداره راه حلی ساده طهران
زبونم لال اگه قهر طبیعت
بگیره می کنه بنیاد طهران
ولی این مرتبه عمق مصیبت
نمیشه کمتر از ابعاد طهران
خداوندا به حق هشت و چارت
تو را سوگند بر اوتاد طهران
برس اون لحظه با امداد غیبت
به آه و ناله و فریاد طهران